تبليغاتX
نگاهی نو به برنامه درسی

نگاهی نو به برنامه درسی

درباره برنامه درسی و آموزش و پرورش(دانشکده علوم تربیتی-دانشگاه شهید بهشتی)

مراحل ساخت پرسشنامه محقق ساخته

یکی از سوالاتی که دانشجویان بخصوص دانشجویان ارشد از اساتید دارند، چگونگی ساخت پرسشنامه محقق ساخته است. مراحل این کار به صورت زیر است.

1. ابتدا دانشجوی بدبخت به سراغ یکی از اساتید می رود (این مرحله یکی از سخت ترین مراحل است، چون معمولا اساتید وقت ندارند و تمام وقتشان صرف تولید علم!!!!!!!!!!!!!!!!! می شود)

2- موضوع را به استاد می گوید(کمتر پیش می آید استاد محترم به تحسین یا لا اقل تایید نصفه و نیمه موضوع دانشجوی بدبخت فلک زده دست بزند. جوری نگاه می کند که انگار با یک خل یا ... طرف است. پس دلسرد نشوید، این اتفاق برای همه می افتد)

3- بالاخره استاد از نگاه معصومانه دانشجو دلش به درد می آید(البته نه همیشه) و حاضر می شود با او همکاری کند. (سعی کنید در این مرحله به استاد بگوید، همه اساتید شما را در این زمینه صاحب نظر می دانند!!!!!!!!!)

4- به شما می گوید مقاله یا مطلبی در این مورد خوانده اید و شما مسلما خوانده اید می گویید: بله (این مرحله هم سخت است چون اساتید محترم از شما توضیح می خواهند و هر چه شما از مطالب خوانده شده بگویید، ایراد خواهند گرفت. اما سعی کنید حتی اگر استادی از سر تکبر بر مطالب شما ایراد گرفت آن را قبول کنید، در غیر این صورت باید سراغ استاد دیگری رفته و این مراحل را از اول شروع کنید).

5- استاد شما را به خواندن مقالات بیشتر دعوت کرده و شما با کمال میل قبول می کنید.

6- اگر شما به عنوان مثال در مورد نگرش به یک موضوع که پرسشنامه ندارد، می خواهید پرسشنامه طرح کنید، باید مولفه های این موضوع را پیدا کرده و گویه های خود را بر اساس آن بنویسید( استاد خودش به خوبی شما را راهنمایی (شاید) خواهد کرد.

7- بعد از آنکه پرسشنامه و گویه هایش را تنظیم کردید این پرسشنامه باید به تایید چند تن از اساتید برسد.( این مرحله چندین برابر از مرحله اول سخت تر است. چون اگر آنجا با یک استاد سرو کار داشتید، اینجا با 5-6 استاد که همه مشغول تولید علم بوده و تمام وقتشان صرف تعالی علوم است، طرفید. پس اینجا هم دلسرد نشوید)

8- پرسشنامه را روی 30 تا 40 فرد از نمونه مورد نظر اجرا کنید تا پایایی آن به دست آید (راحت ترین مرحله)

9- حالا پرسش نامه خود را اجرا کنید.

شاید بعد از ارسال مقاله توسط استاد متوجه شوید که اسم شما بعنوان نویسنده ذکر نگردیده، پس شوکه نشوید و با امید کار دوم خود را آغاز کنید چون چیزهایی را در این مراحل یاد گرفته اید که کارتان بسیار راحت خواهد شد.


 

نوشته شده توسط مظاهر برنا در بیست و سوم اردیبهشت 1390 ساعت 19:32 موضوع برنامه درسی در کشور ما | لینک ثابت


آموزش دین و زندگی

 

روزی روزگاری اهالی یک دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول   باران دعا کنند، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در   محلی جمع شدند و تنها یک پسر بچه با خودش چتر آورده بود!!    و این یعنی ایمان.


 

وقتی از آموزش اخلاقی کودکانمان حرف می زنیم باید بدانیم با روش کنونی که نظام آموزشی ما در پیش گرفته هرگز نمی توانیم به اهداف خودمان در این حوزه برسیم. چرا که برای آموزش اخلاق و اصول اخلاقی نه ابزار درستی استفاده می شود و نه راهکارهای مفیدی به کار گرفته می شود. به چند دلیل آموزش کنونی اخلاق و معنویات در مدارس ما بی اثر و بیهوده است.

۱. هرگز برای دروسی که به اخلاق و دین مربوط است نباید نمره ای داده شود.

۲- در صورت اختصاص نمره- که باز هم مخالف نمره ایم - باید به رفتار نمره داده شود و نه به نوشتن تعریف

۳- تا زمانی که دانش آموز فکر کند می توان با روخوانی درس مربوط به اخلاق و معنویات نمره بالایی گرفت، و در این درس رفتار او مد نظر نباشد نباید از او انتظار رفتار اخلاقی داشته باشیم.

۴- نمایش انتزاعیات به کودکی که تفکر عینی دارد ما را به اهداف عالی خود نخواهد رساند.

۵-.....

اما سخنی با مسئولان برنامه درسی:

شما مسئول هستید. مسئول اخلاق کودکانمان. کودکان معصومی که وارد مدرسه می شوند ولی بیشترشان با خروج از مدرسه آن معصومیت قبلی را ندارند.


 

نوشته شده توسط مظاهر برنا در بیست و هفتم آبان 1389 ساعت 17:35 موضوع برنامه درسی در کشور ما | لینک ثابت


آی دزد!!!!!! (تربیت اخلافی)


به اتاقم رسیدم. یک لحظه یادم افتاد که فلشم روی کامپیوتر سایت خوابگاه جا مانده است. برگشتم خبری از آن نبود. در یک جمله "دزد برده بود". به هر که گفتم گفت تقصیر خودت است. نمی دانم من که خطایم 3 دقیقه هم به طول نکشید چگونه خود را قانع کنم که تقصیر خودم است. لابد حق هم با آن پدر نیامرزیده است که فلشم را کش رفته.

با این مقدمه کوتاه خواستم بحث را در مورد تربیت اخلاقی شروع کنم. "اخلاق". نمی دانم تا بحال آیا به این موضوع بطور عمیق فکر کرده اید. آیا واقعا جامعه ایران از نظر اخلاقی رشد کرده است؟ جایگاه اخلاق در جامعه کنونی و نیز در زندگی فردی ما کجاست؟ نقش مدارس و آموزش و پرورش چگونه و چقدر است؟

به اعتقاد من نمی توان جامعه ایرانی را جامعه ای اخلاقی دانست. کافیست نگاهی به روابط مردم و شکل آن  بیاندازیم. روابط فامیلی= چشم و هم چشمی. روابط دوستانه= حسادت. روابط تجاری= کلاه برداری. روابط قومیت ها= تمسخر. . روابط علمی= تقلب و ... که هر کدام مستقیم و غیر مستقیم به اخلاق مربوط است. به آمارها هم نگاهی بی اندازیم و نتیجه گیری کنیم:

.         گسترش دامنه بزه کاری به ویژه در نوجوانان،

·         افزایش نابسامانی های خانوادگی مانند طلاق،

·         افزایش اعتیاد به ویژه در جوانان و نوجوانان،

·         کاهش جایگاه و ارج خانواده

·         کاهش نقش و ارج والدین و در اصطلاح بزرگ ترها در خانواده

·         افزایش فرار  از خانه ،

·         افزایش آلودگی و نابودی محیط زیست،

·         گسترش بیماری های چون ایدز که (ریشه در مناسبات نادرست دارد)،

·         گسترش دامنه تقلب، کلاه برداری و فریب کاری در روابط اجتماعی افراد که این خود موجب  افزایش بی اعتمادی بین افراد جامعه است( یکی از شاخص های نشان دهنده افول این سرمایه اجتماعی، کاهش فروش نسیه در بازار است)

·         کاربرد های نادرست  و غیر اخلاقی   وسایل ارتباطی جدید  مانند تلفن همراه

·         بهر ه گیری  نادرست و غیر اخلاقی از   شبکه تار نمای جهانی ( اینترنت)

·         برابری پروند های قضایی موجود در کشور ما  با برخی کشور های پر جمعیت جهان

·         و...

شاید می گویید پس مشکل کجاست. مسئولیت این امر به گردن کدام نهاد و سازمان است. علاوه بر آموزش و پرورش نهادهای دیگر در کشور ما هستند که نقش مهمی دارند. مثل مساجد، ، رسانه ها، نهاد های دولتی مثل وزارت فرهنگ و ... .


 

نوشته شده توسط مظاهر برنا در شانزدهم آبان 1389 ساعت 21:52 موضوع برنامه درسی در کشور ما | لینک ثابت


کس نیست به داد کویم برسد.

بر در می زنم. شتابان بر می گردم و نگاهی دوباره به اطراف می اندازم. شاید که دری دگر باشد. کوی را از سر تا ته گشته ام اما آنچه یافتم دری بسته بود. شبیه درهای جادویی قصه هاست. همه جا را سکوت فرا گرفته است. نه جنبشی است نه حرکتی. نه نوری  و نه حیاتی. از رد پاهای برجای مانده مشخص است که خیلی ها قبل من بر این در کوبیده انده و پای خسته به نا امیدی رسیده و برگشته اند. انگار خاک مرده بر دیوار های کوی ما نشسته است و برای مرگ لحظه شماری می کنند. ترس مرا فرا می گیرد. اما راه برگشت ندارم. پس می مانم. انتظار می کشم و من هم شاید یکی شوم مثل آجرهای این دیوار ترک برداشته. اما نه باید در را باز کنم .دوباره بر در می کوبم یا باز می کنند یا باز می شود. نا گاه نگاهم بر سنگی فیروزه ای که بر جمله ی جندش آوری منقش است می افتد. " انسان زادگان را چه به اوج". یکی می آید به سویش می شتابم و فریاد می زنم:

"برگرد... انسان زادگان را چه به اوج"

 حالا دیگر کارم تمام شد. شدم آجری برای استحکام این دیوار بی صرف.


 

نوشته شده توسط مظاهر برنا در دوازدهم آبان 1389 ساعت 9:49 موضوع | لینک ثابت